تبليغاتX
او...تنها كسي كه تنهاييم راحس كرد
او...تنها كسي كه تنهاييم راحس كرد
پنجشنبه 23 فروردین1386
عاقبت ...

 

با باد خواهم رفت؛ روزی عاقبت

در انتهای فصل سرد شاید

خواهم خوابید تا امید دیدن یک رویا را خواب بینم

تا شاید؛در آن سوی اتفاق

خنده ات را بدون دلهره خداحافظ ؛ مزمزه کنم

یا که کوله بارم را سرانجام جایی از روی شانه های خستگی ام خالی کنم

کوله باری که مانند ناقوسی بزرگ،با هر قدم

با صدای دل ریشش تنها و تنها من را بیدار می کند

دیگر آرزوی اقاقیا را نمی خوابم

آن روز های پرجهش ؛ جوان ناکام شد

حالا کنار شوخی دلدادگی ها،رویای خواب را می خوابم

می خواهم سپیدی یک تن پوش را با سردی یک دل تاخت بزنم

تا عاقبت بالای بلندای تپه ای بادگیر ؛خاکسترم را خود باد دهم

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 13:28 توسط : صبا