تبليغاتX
او...تنها كسي كه تنهاييم راحس كرد
او...تنها كسي كه تنهاييم راحس كرد
سه شنبه 28 آذر1385
جوياي راه خويش باش

(اينم ادامه پست قبل)

 پس از سفرهاي بسيار
و عبور از فراز و فرود اين امواج طوفان خيز
برآنم تا در كنار تو لنگر افكنم
بادبان بر چينم
پارو وا نهم
سكان رها كنم
به خلوت لنگرگاهت درآيم
و در كنارت پهلو گيرم
آغوشت را باز يابم
استواري امن زمين
زير پاي خويش

*********

اين همه پيچ
اين همه گذر
اين همه چراغ
اين همه علامت
و همچنان استواري در وفادار ماندن
به راهم،خودم،هدفم و به تو
زمانيكه مرا و تو را بسوي هدف راه مي نمايد...
جوياي راه خويش باش از اينسان كه منم
در تكاپوي انسان شدن
در ميان راه
ديدار مي كنيم
حقيقت را
آزادي را
خود را
در ميان راه مي بالد
و به بار مي نشيند
دوستي كه توانمان مي دهد
تا براي ديگران
مامني باشيم و ياوري
اين است راه ما
راه تو
و من


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 11:14 توسط : صبا
چهارشنبه 22 آذر1385
...................
 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 10:32 توسط : صبا
پنجشنبه 16 آذر1385
دلتنگیها ...

 

دوستای گلم سلام

این بار براتون قسمتی از شعر "سکوت" از ترجمه های احمد شاملو که خودم

خیلی خیلی دوستش دارم رو می گذارم (امیدوارم خوشتون بیاد)

 

*********

دلتنگي هاي آدمي را باد ترانه اي ميخواند
روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد
و هر دانه ي برفي به اشكي نريخته مي ماند
سكوت سرشار ازنا گفته هاست
از حركات ناكرده
اعتراف به عشقهاي نهان
و شگفتيهاي بر زبان نيامده
در اين سكوت
حقيقت ما نهفته است
حقيقت تو
و من
براي تو و خويش چشماني آرزو ميكنم
كه چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببيند
گوشي كه
صداها و شناسه ها را در بيهوشييمان بشنود
براي تو و خويش
روحي كه اين همه را در خود گيرد
و بپذيرد
و زباني
كه در صداقت خود
ما را از خاموشي خويش بيرون كشد
و بگذارد از چيزها كه در بندمان كشيده است
سخن بگوئيم.
گاه آنكه ما را به حقيقت مي رساند
خود از آن عاريست
زيرا تنها حقيقت است
كه رهائي مي بخشد.
از بخت ياريي ماست شايد؟!
كه آنچه مي خواهيم
يا به دست نمي آيد
يا از دست مي گريزد

مي خواهم آب شوم در گستره ي افق
آنجاكه دريا به آخر مي رسد
و آسمان آغاز ميشود
مي خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته يكي شوم
حس مي كنم و مي دانم
دست مي سايم و ميترسم
باور مي كنم و اميدوارم
كه هيچ چيز با آن به عناد برنخيزد
مي خواهم آب شوم در گستره ي افق
آنجا كه دريا به آخر ميرسد
و آسمان آغاز مي شود...


ادامه دارد...   



ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 11:52 توسط : صبا
شنبه 11 آذر1385
راضي نباش به زنده به گوريم

 

"اي تو كه دوريت مفهوم تلخ زنده به گوري"

صدای تو بيداری بیشه ، آواز سبز برگه

صدای تو پر وسوسه، مثل شب خونیه تگرگه

صدای تو آهنگ شکستن بغض یه دنیا حرفه

 

تصویری از آغاز صریح قندیل نور و برفه

 

هیچ کی مثل تو نبود

                            هیچ کی مثل تو منو باور نکرد

 

هیچ کی با من مثل تو توی نبض شب من سفر نکرد

 

هیچ کی مثل تو نبود، ساده مثل بوی پاک اطلسی

 

یا بلوغ یک صدا میون دغدغه دلواپسی

 

هیچ کی مثل تو نبود 

                             هیچ کی مثل تو نبود

 

تو غرورت مثل کوهه، مهربونیت مثل بارون ، مثل آب

 

مثل یک جزیره دور، مثل یک دریا پر از وحشت خواب

 

هیچ کی مثل تو نرفت 

                               هیچ کی مثل تو نبود

 

شعرای تنهاییمو هیچ کی مثل تو نخوند

همه حرفام مال توست

 همه دنیام مال تو 

هیچ کی مثل تو نبود


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 11:46 توسط : صبا
دوشنبه 6 آذر1385

 

دوستاي عزيزم سلام

اگه متوجه شده باشيد عنوان وبلاگم رو عوض كردم

عنوان قبل

"هيچكس تنهاييم را حس نكرد"

بود

كه به پيشنهاد يكي از دوستاي گلم (آنجلاي عزيز)

و به خاطر وجود كسي كه نه تنها تنهاييم رو حس كرد

بلکه ...........،

پس گذاشتمش

" او ... تنها كسي كه تنهاييم را حس كرد"

اميدوارم همه در تمام مراحل زندگي موفق باشيد


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 10:0 توسط : صبا
پنجشنبه 2 آذر1385
اي جدايي تو ...
 

ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من

لحظه های هستی من از تو پرشده ست

در تمام روز،

     در تمام شب،

          در تمام هفته،

                  در تمام ماه،

در فضای خانه، کوچه، راه

در هوا، درخت، سبزه ، آب

در خطوط در هم کتاب

در دیار نیلگون خواب

ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن!

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

ای نوازش تو بهترین امید زیستن!

در کنار تو

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام

در بنفشه زار چشم تو

برگهای زرد ونیلی وبنفش

عطرهای سبز وآبی و کبود

نغمه های ناشنیده ساز می کنند

بهتر از تمام نغمه ها و سازها

روی مخمل لطیف گونه هات

غنچه های رنگ رنگ ناز

برگ های تازه تازه باز می کنند

بهتر از تمام رنگ ها و رازها

خوب خوب نازنین من

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو،اگرچه بهترین سرود زندگی است

من ترا به خلوت خدایی خیال می کنم

بهترین بهترین من!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| نوشته شده در ساعت 9:59 توسط : صبا